سخنی با استاد حمید آرش آزاد

گذشت روزها مرا به شناخت شما بیشتر می‌کند شناختی توأم با سیر در اشعار و آثار شما، مثل این می‌ماند که نور می‌دهید از فراز روزهای پیوسته به تاریخ، هر روز بهانه‌ای هست برای شناخت و درکی از نوشته‌های رها شده در دست زمان که زمان قاضی خوبی است برای شناخت هنر و هنرمند، و هنرمند وارسته‌ای چون شما از پس روزهای فراموش شده یا به یاد مانده سر بر می‌آرد و حرف‌هایی برای گفتن ناگفتنی‌ها دارد، ناگفتنی‌هایی توأم با طنز و فکاه برای همه‌ی لحظه‌ها و مسأله‌هایی که هر روز با آنها سر و کار داریم، زبان شما زبانی هنرمندانه و طنزی زیرکانه دارد لابلای کلام شما می‌شود غرق در زندگی شد و دل سپرد با ابیات اشعار و ناقدی منطقی گردید  آنچنانی که استاد شاگرد پروری می‌نماید، هر شعر شما درسی است آرمیده در دل کتاب‌ها و دفترها که باید به دست فراموشی سپرده نشوند.

نوشتن از شما و برای شما سخت می‌نماید و سخت‌تر از آن سیر در احوال و حالات شماست (لحظاتی که می‌نوشته‌اید و می‌سروده‌اید و حالا چهره در نقاب لحظه‌ها دارید) هنر شما ماندگار در زمان است با الفاظی فاخر و ابیاتی حاکی از شاعری ماهر که ذهن هنرمندانه شما قادر به ایجاد همان سبک بود که خود جای بحث و بررسی و زمان بیشتری را خواهد طلبید.

مبحث هنر

در مبحث کلی نوشتن از هنر و شناخت آن نیاز به دانش و بینشی هم سو با همان هنر خواهد داشت. از زوایای مختلف که به این مقوله نگریسته شود نتیجه‌ی بحث نیز نسبی خواهد بود که شاید آراء و نظر کارشناسان فن به نقطه‌ی مطلق نزدیک باشد ولی خود مطلق نخواهد بود از این منظر شناخت یک هنرمند و بحث درباره‌ی نوشته‌ها و آراء و اندیشه‌هایش نیز در قالبی نسبی خواهد گنجید که هر نظریه‌پرداز و اندیشمندی با توجه به مطالعه‌ی شرایط و احوال روزگار مؤلف یا آثار و عقاید او نظر خواهد داد.

جمع‌بندی آراء و نظریه‌ها نیز چیزی نسبی خواهد بود، که به گمان اینجانب گرچه در بعضی مقوله‌ها نقاط اشتراکی دیده خواهد شد ولی در کل همان نقطه‌ی فکری مؤلف نخواهد بود.

مبحث هنرمند

به گفته‌ی بعضی از اهل فن هنر، هنرمندی که وام دار فیوضات الهی است دست‌هایی او را از غیب هدایت می‌کند، نقاشی که با قلمش، حجاری که با تیشه‌اش و... نویسنده و شاعری که با ذهن خلاق و سیالش از دنیاهایی زیبا خبر می‌دهند و می‌آفرینند انسان را مجذوب هنر می‌نمایند، از این منظر هنرمند در درجه‌ی بالاتری نسبت به سایرین قرار می‌گیرد در مبحث نوشتار نویسنده و شاعر با دنیایی مجذوب کننده و آرمان دنیایی که می‌آفرینند مجال گفتن حرف‌هایی فرا واقعیات در همان دنیایی که آفریده‌اند را می‌دهند.

همیشه سؤال‌های بی‌شماری در ذهن یک مخاطب بروز می‌کند اینکه در کدام یک از انواع ادبی می‌توان حرف‌هایی صریح را با ظرافتی خاص بیان نمود طوری که هم مخاطب را از آن نوع ادبی خوش آمده و هم گزیده شود؟ بدون شک اگر چه در همه‌ی انواع ادبی می‌توان دست به قلم برد ولی شعر طنز و رعایت اصول بیان با هنرمندی خاص می‌تواند گره از مشکل بیان دغدغه‌ها را کاسته و حل نماید و خود سبب ایجاد فرهنگ نقد و انتقادی متوازن‌تر گردد.

شعر طنز در همه‌ی اجزاء و اطوار زندگی می‌تواند وارد شده و حرف‌هایی برای گفتن داشته باشد در این برهه نیز با تأسی از هنرمندانی چون استاد حمید آرش آزاد و هنرمندان ناشناخته‌ای که همچنان در حال آفرینش هستند می‌توانند سبب ایجاد جریان ادبی گردند جریانی که نه همان سبک را بلکه سبک‌های نوین‌تری را برگرفته از جریان فکری استاد آرش آزاد ایجاد نومده و دنبال نمایند.

تقدیر و تشکر

در اینجا لازم می‌دانم از زحمات بی‌دریغ سیامک عزیز که نام و یاد پدرشان را نه بعنوان پدر بلکه بعنوان هنرمندی بزرگ زنده نگه داشته و می‌دارند تشکر و قدردانی نمایم و امیدوارم این حرکت تلنگری باشد برای بزرگداشت‌ها و قدردانی‌ها و زنده نگه داشتن یاد و نام عزیزانی که بی هیچ چشم‌داشتی قلم‌فرسایی نموده‌اند و اکنون در بین ما نیستند کاش زودتر این فرصت پیش می‌آمد تا با کسانی آشنا می‌شدم که دنیایی حرف برای گفتن داشتند افسوس که زمان را مجال ایستادن در سنگلاخ دنیوی نیست.

و این‌ها پیشکشی است ناقابل به روح بلند استاد باشد که یاد بگیرم از درس‌های بی‌کرانش.

 

اوزاق زامان

خاطیره‌لر قالیب سنین قلم سنه چوخ سوز یازار

شاعیر سنین سوزلریندن چوخ سوز آلیب سوزدن آزار

ایل‌لر بویی اورکده سن سسین گلیر کیتابلاردان

ایرادتیم واردی سنه خبر آلین حیسابلاردان

ایتگین دوشر خاطیره‌لر یاددان چیخار گدن گونلر

یاده دوشر اوزاق زامان سازلار سوزلر سنی اونلر

بو دونیا بیر قافله‌دی یرده قالان یرده قالار

یولا دوشربو قافله چوخلارینی درده سالار

سوزلر یللر بویی قالار چوخ سوزلر اورکلرده قالار

سوزلر اگر کی سوز اولا اورکلرده یرین سالار

سنین آدین اولکمیزده بایاتلارین اویمیزده

هر گون سنی یاد ایلرم سوزلرین واردی سوزومیزده

شاعیر سنی تانیمادیخ نجه گلدین نجه گتدین

دردیندن باش قورتارمادیخ نه ایلدین نلر ایتدین

سوزین قالیب یادیمزدا سسین واردی سازیمزدا

یازار قلم حکایه‌لر یادین قالیب جانیمیزدا

 

دلواپسی

دلواپسی‌های تو رو، نوشتمش به روزگار

تو کوچه‌های شهر، من، بازم شدی تو موندگار

شعر تو آهنگ و صدای خنده‌های دلامون

تو جزئی از همین وطن، هم‌رنگ باغ و گلامون

بهونتو می‌گیرن از، دفتر خاطراتمون

اسمت هنوز مونده روی، سر در خاطراتمون

روح بزرگ تو هنوز، تو کوچه‌های شهرمه

نبودنت دلواپسی، از اون روزای تلخمه

شاعر شدی تو واسه‌ی، درد دلای آدما

نوشتی از روزای خویش، درد دلای عاشقا

عاشق شدی، شاعر شدی، برای خوبی و خدا

حرفاتو پاشیده روی، از شهر من شدی جدا

شاعر لحظه های من، عاشق پرسه‌های من

نوشتمت تو خاطرم، شاعر غصه‌های من

 

تقدیم به عزیزانی که از زیارت امام رضا(ع) برنگشتند (حادثه دیدگان قطار مسافربری)

 

ایستگاه

ایتگین گتدیز خبر یوخوم اوشدوز منیم خیالیمدان

کدر کیمین آخدیز گتدیز منیم ایتگین باهارمدان

هانسی قاطاریندان گلیر منیم مسافریم دیگین

یول گوزلورم گجه گوندوز آغلامیشام سیزده بیلین

روح و روانیمی آلیر قاطار گلنده ایستگاها

مسافریم الان انر قاطار دوننده ایستگاها

آما خبر اولماز سندن سینار اورک یول گوزلویر

آمانیمی کسیب خیال نیلیم گرک چوخ سوز دییر

دویقولاریم کدرلیدی گوز یاشلاریم کسر لیدی

هارای چکیم هارا گئدیم خبرلریز خطرلیدی

گوزلری یولدا آنامین گوزلری یولدا آتامین

گوز تیکیبلر گلن یولا هر سحرده هم آغشامین

آخیر گلمک بو جور اولار؟ اورک گوز یاش قانلان دولار؟

هر گون سایان گئدن گونی گوللر هانسی باهار سولار؟

آغلامیشام آغلامیشام اوگیمی داغلامیشام

سیزدن خبر گلمدی دای قان گوزلره باغلامیشام

 

ارادتمند شما کاظم رستمی- زنجان