داود هوشنگ روشنك

طنز شناسنامه‌دار

ارسطو مي‌گويد: از ميان همه جانوران تنها آدميزاد است كه مي‌تواند بخندد، چرا كه لازمه  خنديدن درك واقعيت‌هاي عميق فراحسي و عقلاني رويدادهاست و گاه خنديدن به مصداق كلام افلاطون مخلوطي است از لذت و رنج، اما آنچه مي‌بايست در ابتداي اين مقال عنوان نمود اين است كه طنز فاصله‌اي گاه كم و گاه زياد با شوخ‌طبعي، بذله‌گويي، هزل، هجو، فكاهي و لطيفه و... دارد، اما با گذر از تمام همسايگان كه رد يا قبول هيچ يك در اين مجال نمي‌گنجد، نيم نگاهي به طنز و آشنايي با آن خالي از لطف نيست. جان درايدن شاعر و درام‌نويس انگليسي (1700-1631) نهايت طنز را اصلاح و تصحيح عيوب و نواقص مي‌داند و دانيل ديفو (1731-1659) هموطن او نيز سرانجام طنز را تهذيب و اصلاح مي‌داند. البته برخي مثل فريدون تنكابني ارزش طنز را با شاخص طرح مسايل جامعه محك زده‌اند و ارزش هنري  آن را با قدرت در بيان مسايل اجتماعي و سياسي سنجيده‌اند. نمي‌توان از ديدگاه عوام همنشيني طنز و ساير همسايگانش را ناديده گرفت، اما آنچه در تأمل به اين مسئله خودنمايي مي‌كند ظرافت طنز در بيان زيبا و عميق به پديده‌هاي اجتماعي است و اگر اديبان را پزشكان جامعه ادبيات بدانيم، بايد طنزپردازان را جراحان اين جامعه در نظر داشته باشيم. اگر چه در ريشه‌يابي طنز و شاخه‌هاي همجوارش مي‌توان به صدر  اسلام رسيد و هجو شدگان و ملحدان را نمونه‌اي از ريشه‌هاي آن ديد، اما با ظهور ماشين چاپ و چاپ سنگ و انتشار نشريات مختلف، طنز نيز متولد و به سبب نگاه متفاوت به مسايل عالمگير شد. «ادب» و «طلوع» اولين نشرياتي بودند كه در سال 1306 و 1310 قمري در تبريز متولد شدند و بعد از پيروزي مشروطيت «علي‌اكبر دهخدا» و امضاي «دخو» در نشريه «صوراسرافيل» جان تازه‌اي به مردم بخشيد. نشريات نسيم شمال، قرن بيستم، بابا شمل، بهلول و چلنگر نمونه‌ي نشرياتي هستند كه در فاصله سال‌هاي 1320 و 1332 منتشر شده‌اند.

اگر بخواهيم به دنياي طنز بعد از انقلاب و معلومات در دسترس طنز اين دوره نظري بياندازيم به عبارت صحيح‌تر طنز مطبوعاتي بعد از انقلاب به چهار قسمت تقسيم مي‌شود:

1- بهمن 57 تا شهريور 58 يعني آزادي مطلق مطبوعات قبل از اجراي قانون مطبوعات

2- شهريور 58 تا دي‌ماه 63 (آغاز ستون دو كلمه حرف حساب در روزنامه اطلاعات)

3- دي‌ماه 63 تا خرداد 76 از انتشار نشريه گل‌آقا تا انتخابات دوم خرداد

4- بعد از انتخابات دوم خرداد

در مرحله اول قريب سي نشريه طنز منتشر مي‌شود. البته در اين زمان هجو نيز رواج زيادي دارد و بي‌نظمي و آشفتگي در چاپ نشريات مشاهده مي‌شود. اولين نشريه طنز بعد از انقلاب «بهلول» بود كه بعد از مدت‌ها تعطيلي پس از كودتاي 1332، سه‌شنبه 29 اسفند 57 انتشار جديد خود را آغاز كرد. دور جديد بهلول نيز بيش از 90 شماره‌ دوام نداشت و در 31 خرداد 60 به فعاليت خود خاتمه داد. چلنگر، حاجي‌بابا، شعرنامه دوره‌گرد، مش‌حسن، خوش‌خنده، پختك، جيغ و داد، ملانصرالدين، دخو، قيف، هياهو، قيل و قال، خرمن‌سوزان، حلب و زرخ پوتار از نشريات طنز اين دوره‌اند.

در آغاز دور دوم قانون مطبوعات فعاليت خود را آغاز كرد و دادستان كل انقلاب يك روز بعد از آغاز اجراي آن آهنگر را توقيف كرد. اين قانون تا 30 مرداد به تعطيلي 41 روزنامه و مجله در كشور انجاميد، با اين حال هنوز 13 نشريه طنز و ستون‌هاي طنز ساير  نشريات به فعاليت ادامه مي‌دهند.

مرحله سوم با دو كلمه حرف حساب مرحوم صابري در روزنامه اطلاعات آغاز شد. مشخصه‌هاي نوين براي طنز سياسي رقم خورد و تعريف جديدي از حدود آزادي در عرصه طنز معرفي گرديد. بي‌شك حضور اين ستون و انتشار نشريه‌اي ماندگار به نام گل‌آقا يكي از اثربخش‌ترين حركت‌هاي طنز در سال‌هاي بعد از انقلاب بود. نشريه‌اي كه توانست علاوه بر ايجاد فضاي مناسب براي آگاهي اجتماعي و سياسي عوام، چهره‌هاي شاخص اين عرصه را نيز به مردم معرفي كند. اغلب كساني كه در زمان مرحوم صابري در اين نشريه قلم مي‌زدند پيشگامان بخش‌هاي مختلفي از اين پيكره بودند.

با چشم‌پوشي از بخش چهارم اين تقسيم‌بندي و ورود به جغرافياي استاني، فعاليت‌هاي طنز با گذر از نام‌هايي همچون معجر، صابر، حكيم لعلي، حاج‌مهدي شكوهي، مرحوم حداد، كريمي، يالقيز و... به حلقه مشتركت طنز استان با كشور در نشريه گل‌آقا مي‌رسيم. اگر چه علاوه بر اين نشريه و قبل از آن نيز حضور و ردپاي او را مي‌توان در نشريات و رسانه‌هاي مختلف ديد، اما نام‌هاي مستعاري چون گول‌ اوغلان، قزلباش، خان‌دايي، بچه‌ طوطي، وروجك تبريزي و... باعث شد نام واقعي او گمنام‌تر از اسامي مستعار او در اذهان عموم باشد. به شناسنامه‌اش رجوع مي‌كنم تا در بخش پاياني اين سخن به دليل اين نوشته كمي نزديك‌تر شوم. «حميد آرش‌آزاد» در چهارم دي‌ماه 1327 در محله كوره‌باشي تبريز متولد شد.  طبع‌آزمايي در رشته‌هاي زبان و ادب فارسي، حقوق قضايي و علوم اجتماعي، گذر از مشاغل مختلف معلمي، مترجمي و روزنامه‌نگاري و كسب تجربه‌هاي ارزشمند همت او را در ارايه آثار ماندگار بيشتر كرد. به كلام خودش بسنده مي‌كنم:

ما طنزنويسان پي حق راه سپاريم

جز حق به جهان يار و مددكار نداريم

يك عمر درست است كه مانديم پياده

در مرحله‌ي طنز ولي يكه سواريم

شعر «آرش» مختصات خودش را دارد و با وجود تعدد نام‌هاي مستعار، ردپاي او در شعر تنها و تنها يكي است. آرش شاعري دو زبانه است و تبحر او در كاربرد زبان تركي و فارسي و گاه استفاده همزمان از آنها را نمي‌توان ناديده گرفت. گاه به ديوان اشعار بزرگان سر مي‌زند و ملمعي جاودانه از آن بيرون مي‌كشد:

جيب بوش، قوناق گليبدير اون‌بئش نفر ناهارا

«دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا»

اگر چه آرش در به روز بودن (به سبب فعاليت ژورناليستي) سابقه‌اي خوش دارد و ستون نشريات مختلف گواه اين مدعاست اما نكات اجتماعي ريز و درشت نيز از تيزبيني او در امان نيست:

من نمي‌دانم كه بر اين يا كه بر آن مرگ بر

يا:

گرشده حال همه خلق‌ پريشان به تو چه

گاه به ستون اشعار شاعران معاصر مي‌زند و از روي دست يا با اجازه آنها شهرشان را ادامه مي‌دهد:

زن ذليل، وعده‌هايم كجاست، پس از باران، برايم سوقاتي بياوريد، از شهر فرار كنيم و... از روي دست سهراب، دلم مي‌خواست، رجزي در  گذرگاه تاريخ و... از روي دست فريدون و اشعاري از شاملو و مصدق و... كه پيكره‌اي استوار و فضايي دلنشين‌تر از اشعار اصلي را به خواننده منتقل مي‌كنند. مجموعه شعرهاي او «جيزيقدان چيخما بالا» و «جولو جولويه قالمادي» نيز ضميمه‌هاي محكمي براي شناسنامه ادبي آرش در حيطه طنز هستند و ظهور ردپاي طنزنويسي آرش در آثار شعراي جوان نيز مژده‌اي بر تداوم فعاليت‌هاي اثربخش در شعر طنز به ويژه در زبان تركي است، چرا كه در طنز بعد از انقلاب نمي‌توان اين جربان را ناديده گرفت. با اين تفاسير مي‌توان به اين يقين رسيد كه طنز آرش طنزي مطابق با چهارچوب‌هاي اساسي است و شناسنامه شعري منحصر به فردي دارد.