- قيافه‌ي آقايي با سبيل خيلي دراز، زماني كه به هر جا كه براي عيدديدني مي‌رود مي‌بيند فقط شيريني خامه‌اي تعارف مي‌كنند!

- قيافه‌ي خانم آرايش كرده‌اي كه متوجه مي‌شود صاحبخانه به دختر كوچولويش كه خامه‌ي شيريني را به لب‌ها و چانه‌اش ماليده، مي‌گويد كه بيايد و او را ببوسد و بابت عيدي، تشكر بكند!

- قيافه‌ي كارمندي كه مادرخانمش آمده و از فرودگاه زنگ زده كه هرچه زودتر با ماشين بيايد و ام‌الزوجه‌ي محترم را همراه هفشده نفر ديگر به خانه‌اش ببرد كه تا 13 فروردين مهمانش باشند!

- قيافه‌ي همان كارمند، زماني كه مي‌شنود دولت بعد از دادن سكه به عنوان عيدي، قيمت سكه را 50 هزار تومان ارزان كرده!

- قيافه‌ي دو نفر باجناق كه به دليل آرايشگاه رفتن همسرانشان، مجبور شده‌اند چند ساعت در يك اتاق با هم بمانند، آن هم اتاقي كه در آن نه تلويزيون هست و نه اقلاً يك روزنامه يا مجله!

- قيافه‌ي خانم جواني كه درست در شب عيد، آنفلوانزاي بسيار شديدي گرفته است!

- قيافه‌ي كارمندي كه تقويم سال تازه را با دقت تمام نگاه كرده و ديده است كه بيشتر روزهاي تعطيلي به جمعه افتاده‌اند!

- قيافه‌ي صاحبخانه‌اي كه مي‌بيند مهمانان خوش‌سليقه، فقط پسته‌ها و بادام هندي‌ها را خورده‌اند!

- قيافه‌ي مهماني كه مي‌بيند صاحبخانه از زرنگي، كاردهايي روي ميز گذاشته كه حتي گوجه‌فرنگي رسيده را هم نمي‌توانند ببرند!

- قيافه‌ي «عمو نوروز» زماني كه مي‌بيند بچه‌هاي ايراني از روي عادت، او را «پاپانوئل» صدا مي‌كنند!

- قيافه‌ي سردبير نشريه، وقتي كه اين مطالب بي‌نمك را مي‌خواند و...!