«به سراغِ من اگر مى‏آييد»

«نرم و آهسته بياييد»

مبادا متوجّه بشوند!

توىِ يك ساك و يا نايلونِ مشكى،

لطفاً:

كمى «آزادىِ انديشه» بريزيد،

و مقدارى از آزادىِ گفتار و قلم،

يك كمى هم اگر «آزادىِ مطبوعات» هست،

- و صد البتّه بدونِ سانسور

همه را با هم، قاطى بكنيد،

و بياريد براىِ مخلص!

×××

«به سراغ من اگر مى‏آييد»

«انتخابات» بسى نزديك است،

پس نگوييد: «نظارت»، همه «استصوابى»ست.

برگِ رأيى به من آريد كه اين بنده، خودم

نامِ هر نامزدى را كه دلم خواست،

در آن بنويسم،

نه از آن‏ها كه بزرگان بگزينند و سپس

الكى من هم رأيى بدهم!

×××

«به سراغِ من اگر مى‏آييد»

يك كمى «كشك» بياريد و بگوييد به من:

اين «حقوقِ بشر» است!

و كمى «پشم» كه نامش باشد:

حقِّ قانونى و آزادىِ فكر و غيره!

بگذاريد در اين كشور پُر شعر و شعار،

بنده هم دلخوشى‏ام اين باشد،

كه خودم را بزنم گول و بگويم همه جا:

آى... انسان‏ها...، ما هم بشريم!